رضا قليخان هدايت
1560
مجمع الفصحاء ( فارسي )
زير رانت آسمانآسا ز عنصر پيكرى * كامتزاج او همين از آب و آذر داشتند لوحش اللّه بادپايى مسرعان و هم و فكر * سرعتش با سرعت عزم تو همسر داشتند از خرامش چرخى اندر ارض اغبر يافتند * وز غبارش ارضى اندر چرخ اخضر داشتند اين نه مهرست و نه ماه آن كارپردازان دهر * چون بناى طرح اين فرخنده منظر داشتند از پى نعل سمش جسمى منور ساختند * وز پى گوى دمش جرمى مدور داشتند حبذا زان بزم خلدآسا كه در هر شامگه * خادمانش از صباح عيد خوشتر داشتند در هوايش طبع عنصر با فلك آميختند * كافتاب و ماه بر سرو و صنوبر داشتند يا عزايمخوان شدند اين مطربان كز هر طرف * در فضايش از پرى فوجى مسخر داشتند مجمرآسا عارض خوبان فروزان اندر آن * جاى عود از خط مشكين عنبر تر داشتند ساقيان را دعوى اعجاز اگر باشد رواست * زان كه در ساغر عيان با آب آذر داشتند هوش بردند و روان دادند گفتى ساقيان * آب خضر و آتش موسى به ساغر داشتند مهوشان در رقص از نزديكى و دورى هم * راسترفتار دو شعرى و دو پيكر داشتند